ملاقات راهب با محمد (ص)
محمد (ص) در سن دوازده سالگى براى اولين بار به همراه ابوطالب، كه براى تجارت به سمت شام ميرفت ، عازم سفر شد.
در ميان راه و در سرزمين ((بصري)) صومعه اى وجود داشت كه راهبى به نام بحيرا به عبادت در آن مشغول بود. كاروانهاى تجارى قريش و اهل مكه مداوم از كنار صومعه عبور ميكردند ولى بحيرا كوچكترين توجهى به ايشان نميكرد. روزى كاروانى را مشاهده كرد كه تكه ابرى به روى آن سايه افكنده و به دنبال كاروان حركت ميكند. بحيرا كه متوجه شده بود اين كاروان مورد عنايت خاص پروردگار است, از اين روى كاروان را به صومعه دعوت كرد . چشمان بحيرا در ميان كاروان به دنبال گمشده اى در حدقه مى دويد كه مشاهده نوجوانى نورانى آنها را از حركت بازداشت. راهب نوجوان را به لات و عزى قسم داد تا به سوالات او جواب دهد . محمد (ص) در جواب راهب فرمودند : به نام بت ها سخن مگو، سوگند به خدا از هيچ چيز همانند بت ها بيزار نيستم .
راهب كه نشانههاى پيامبر موعود را در وجود نوجوان به وضوح مى ديد و داستان زندگى محمد(ص) را ميدانست؛ خطاب به ابوطالب عموى محمد(ص) چنين گفت:
اين آقازاده را به وطن بازگردان و به طور كامل مراقبش باش. ترس آن است كه يهوديان او را بشناسند و به او صدمه بزنند، سوگند به خدا آن چه را كه من از او فهميدم اگر آن ها بفهمند، نقشه قتل او را مى كشند. برادرزادهات آينده درخشانى دارد هر چه زودتر او را به وطن بازگرداند. 1
ا- الغدیر


