تبليغاتX
پیامبر اعظم -

در این کتاب از مریم یاد کن انگاه که از کسان خود در مکان شرقی به کناری شتافت.

و در برابر انان پرده ای بر خود گرفت پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد.

مریم گفت : اگر پرهیزگاری من  از تو به خدای رحمان پناه می برم.

گفت من فقط فرستاده پروردگار توام برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم.

گفت:چگونه مرا پسری باشد با انکه دست بشری به من نرسیده و بدکاره  نبوده ام

گفت :فرمان چنین است پروردگار تو گفته که ان بر من اسان است و تا او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم و این دستوری قطعی بود.

پس مریم به او(عیسی) ابستن شد و با او به مکان دور افتاده ای پناه جست.

تا درد زایمان او را به سوی تنه ی درخت خرمایی کشانید. گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم.

پس از زیر پای او فرشته وی را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر پای تو چشمه ی  ابی پدید اورده است .

و تنه ی درخت  خرما را به طرف خود بگیر و بتکان تا بر تو خرمای تازه فرو ریزد

و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر کسی از ادمیان را دیدی بگو من برای خدای رحمان روزه نظر کرده ام و امروز مطلقا با انسانی سخن نخواهم گفت.

پس مریم در حالی که او را در اغوش گرفته بود به نزد قومش اورد گفتند ای مریم به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده ای.

ای خواهر هارون پدرت مرد بدی نبود و مادرت نیز بدکاره نبود .

مریم به سوی گهواره اشاره کرد . گفتند : چگونه با کسی که در گهواره و کودک است سخن بگویم ؟

کودک گفت:منم بنده خدا  به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.

و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته است  و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرده است.

و مرا نسبت به مادرم نیکو کار کرده  و زور گو و نا فرمانم نگردانیده است .

و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده بر انگیخته می شوم. [1]

 

  

 

571 سال پس از ميلاد مسيح

سپيده دم جمعه ، 17 ربيع الاول سال عام الفيل

 

 

آمنه در اتاقش تنها بود وقت آن بود که کودکش به دنیا بیاید درد زایمان به سراغش آمد . آمنه گفت :چگونه به تنهایی او را به دنیا بیاورم.

لحظه ای چشم هایش را بست وقتی چشم هایش را باز کرد اتاق را غرق نور و فرشته دید آمنه با دیدن ان ها ارام شد و دردش را فراموش کرد در همین حال پسرش به دنیا امد فرشته ها دور او جمع شدند و پسرش را در طشتی از گلاب شستند و در پارچه تمیزی پیچیدند و او را در کنار آمنه خواباندند .

 

 

 

میلاد مسعود حضرت محمد رسول الله بر تمامی مسلمانان و هموطنان گرامی مبارک باد

 

+ نوشته شده توسط مهدی در 86/01/16 و ساعت 0:9 |