تبليغاتX
پیامبر اعظم
 
پيوند پاره تن پيامبر اعظم با مولاي متقيان امير المومنين بر همه عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت مبارك باد.
+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/30 و ساعت 23:57 |

 

 

رسول الله (ص) : سيد القوم خادمهم - ميزان الحکمة ج 4 ص 743

اين سياست كه برخي انسانها بايد مقهور برخي انسانهاي ديگر باشند محكوم به شكست است . زيرا بشريت بدليل نياز خود

به عدالت در مقابل اين سياست خواهد ايستاد .

مقام معظم رهبري     .  

 

+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/16 و ساعت 22:43 |

فرهنگ عرصه هاي مختلفي دارد كه همه آن در اختيار حكومت نيست و آنچه در حيطه اختيار حكومت قرار مي گيرد لزوما تابع اراده و قدرت حكومت نيست . به تعبير مقام معظم رهبري «آنچه كه در مقوله فرهنگ بر عهده حكومت است ، عبارت است از : نظارت هوشمندانه ، متفكرانه، آگاهانه ،مراقبت از هرزروي نيروها و هرزه رويي علف هرزه ها ، هدايت جامعه به سمت درست ،كمك به رشد و ترقي فرهنگي افراد جامعه؛ بايد به اين همه مجموعه انسان و بخصوص جوان كه در جامعه هستند كمك كرد تا بتوانند راه صحيح و رشد خود را پيش ببرند. ما نه معتقد به ولنگاري و رها سازي هستيم ، كه به هرج و مرج خواهد انجاميد ، نه معتقد به سختگيري شديد؛اما معتقد به نظارت ، مديريت ،دقت در برنامه ريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم ... در مقوله فرهنگ ،رفتار حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد . باغبان بهنگام نهال مي كارد ، بهنگام آبياري مي كند، بهنگام هرس مي كند، بهنگام سمپاشي مي كند و بهنگام هم ميوه چيني . بايد فضاي فرهنگي كشور را باغباني كرد؛يعني مسئولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد.»
معظم له در راستاي طرح مهندسي فرهنگ خطاب به شوراي انقلاب فرهنگي فرمودند: «من فرهنگ كشور را در سه عرصه به طور مهم و عام مشاهده مي كنم كه در هرسه عرصه ، اين مجموعه مي تواند اثر گذار باشد: اول ، در عرصه تصميم هاي كلان كشور است ؛ يعني فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميمات كلان كشور : حتي تصميمهاي اقتصادي ، سياسي ، مديريتي و يا در توليد : نقش دارد... بنابراين فرهنگ مثل روحي است كه در كالبد همه فعاليتهاي گوناگون كلان كشوري حضور و جريان دارد.فرهنگي كه بايد در توليد ،خدمات ،ساختمان سازي،كشاورزي،صنعت،سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند، چيست؟ ... امروزه وسايل ارتباطي بسيار پيشرفته دارند چيزهايي را به درون جامعه ما منتقل مي كنند؛ كتاب مي آيد ، مجله مي آيد ، روزنامه مي آيد ،كالاها وابزارهاي صنعتي مي آيد و هر كدام حامل فرهنگي هستند . مصنوعات موجود دنيا هم هر كدام با خود بخشي از فرهنگ را وارد كشور مي كنند ؛ نمي گويم دايما نامطلوب؛نه، مطلوب،نامطلوب ،خنثي ؛ به هر حال فرهنگ وارد مي كنند. روي توليدات ذوقي مهار نشده مردم ،سلايق گوناگون مردم، منبري ،مداح ،آواز خوان ، توليد كنندگان وسايل اسباب بازي، توليد كنندگان لباس ، انواع و اقسام چيزهايي كه در چشم و گوش و احساس انسان اثر مي گذارند و توليد فرهنگ مي كنند و فرهنگ جامعه را به سمتي متمايل مي كنند :نمي گويم صددرصد به آن طرف مي كشانند؛ به هر حال تغييراتي ايجاد مي كنند : اثر مي گذارند ؛چه ما بخواهيم، چه نخواهيم ... فرهنگ ما بايد در توليد صنعتي ما اثر بگذارد : ما چه چيزي توليد كنيم ؟چگونه توليد كنيم ؟براي چه توليد كنيم؟
دوم : فرهنگ به عنوان شكل دهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. حركت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. انديشيدن و تصميم گيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است. دولت و دستگاه حكومت نمي تواند از اين واقعيت به اين اهميت ، خود را كنار نگهدارد . وقتي مردم در خانواده و ازدواج و كسب و لباس پوشيدن و حرف زدن و تعامل اجتماعي شان در واقع دارند با يك فرهنگ حركت مي كنند ... ما مسئوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم ؛ اگر ناصواب است ، آن را تصحيح كنيم ؛ اگر ضعيف است ، آن را تقويت كنيم ؛ اگر در آن نفوذي هست، دست نفوذي را قطع كنيم ... در اين خصوص چند مثال يادداشت كرده ام ... جامعه ما به انضباط، نهايت نياز را دارد. ديگري ، اعتماد به نفس ملي و اعتزار ملي است ؛... مورد بعدي ،قانون پذيري است ؛ ... موضوع ديگر ، غيرت ملي است ... مقوله بعدي ، تدين و دين باوري است ،... ديگر، فرهنگ ازدواج ،فرهنگ رانندگي ،فرهنگ خانواده ،فرهنگ اداره : رشوه بگيريم ،نگيريم ،با رشوه گير چه كار كنيم ، كار مردم را چگونه راه بيندازيم : و فرهنگ لباس است ... الگوي مصرف وسايل زندگي مهم است؛فرش و پرده و چراغمان چه طوري باشد... بحث تبليغ و امثال آن را هم مي گنجانم ... در قضيه هنر هم همين طور است ... بايستي با دقت ، مراقب رفتار و حركت فرهنگي جامعه بود و براي آن برنامه ريزي كرد ؛ اين يكي از مهمترين وظايف حكومت است و حق بزرگي است كه مردم بر گردن حكومت دارند ، حق رشد فضيلت و پيشرفت در زمينه معنويات؛ اين حق را بايد حكومت ايفا كند . اين مطلب مهمي است كه بايد برايش برنامه ريزي و فكر شود و راه هاي اثرگذاري بر روي فرهنگ عمومي مردم و رشد فضايل شناخته شود. عرصه سوم، فرهنگ به عنوان سياستهاي كلان آموزشي و علمي دستگاه هاي موظف دولت است ؛ يعني آموزش و پرورش و آموزش عالي و بهداشت و درمان ... (مسائلي همچون) نحوه استفاده از مديران و اساتيد وفادار به دين و نظام اسلامي و انقلاب ...تعيين شاخصهاي ارزيابي وضعيت فرهنگي و آموزشي و تحقيقاتي كشور... مورد بعد ،طرحهايي براي شناسايي و جذب نخبگان ...موضوع اسلامي شدن دانشگاه ها ... فرمولي براي كيفيت وصل دانشگاه به صنعت و كشاورزي... مسئله وحدت حوزه و دانشگاه ... توليد و نوآوري علمي در محيط دانشگاهي ... امكان تحقيق ، پيشرفت و نوآوري علمي است. نگاه برنامه ريزي و بودجه بندي به مقوله آموزش عالي در دانشگاه ها نبايد نگاه به دستگاه مصرفي باشد... ما اين نظام قديمي «حافظه پروري» را تبديل كنيم به نظام هاي پيشرفته به روز دنيا ... «ترويج نظريه پردازي و توليد علم» مسئله ورودي ، خروجي دانشگاه هاست ...
+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/15 و ساعت 4:14 |

 

پيامبر اعظم :
امانتداري مايه رزق و روزي و خيانت مايه فقر است.

كنز العمال ج3 ص

+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/15 و ساعت 4:13 |
 آيت الله العظمي فاضل لنكراني در پاسخ به جمعي از مقلدين خود در جمهوري آذربايجان عاملين توهين به پيامبر اكرم (ص ) در روزنامه «صنعت» جمهوري آذربايجان را در صورت اعتراف به آگاهانه بودن اقدام خود واجب القتل دانست.
در فتواي اين مرجع تقليد آمده است: چنين شخصي چنانچه مسلمان زاده باشد، با اعتراف هاي مذكور مرتد است و چنانچه كافر بوده، از مصاديق سب النبي است و مسئول روزنامه مذكور كه چنين افكار و عقايدي را با علم و توجه منتشر مي كند، همين حكم را دارد.
گفتني است، 18 سال پيش نيز پس از اهانت سلمان رشدي، نويسنده كتاب آيات شيطاني، امام خميني(ره) فتواي قتل وي را صادر كردند و از آن زمان تا كنون بارها اقداماتي براي اجراي اين حكم انجام شده است. رشدي نيز به رغم حمايت كامل دولتها و سرويسهاي امنيتي غربي اين سالها را با اضطراب و نگراني شديد گذرانده است.
نويسنده مقاله روزنامه صنعت، «رافق ناظر اوغلو تقي زاده» مشهور به «رافق تقي لي»، عضو سابق اتحاديه نويسندگان جمهوري آذربايجان است كه پيش از اين طي مقاله اي به نام «عاشورا» با اظهارنظرات بيمارگونه و اروتيكي، مسجد تازه پير باكو را بهترين محلي براي لذت جويي جنسي دانسته و با توصيف پورنوگرافي تخيلات بيمار خود، عاشورا و مراسم عزاداري مردم آذربايجان را به سطح يك التذاذ پايين آورده بود.وي در سال 2004 از اتحاديه نويسندگان آذربايجان اخراج شده است.
+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/15 و ساعت 4:12 |

در ميان نامه‌ها و پاسخ‌هاي بسياري كه رهبران مسلمان سراسر جهان به سخنان پاپ بنديكت شانزدهم در مورد اسلام دادند، متن و بازتاب نامه رئيس مركز اسلامي هامبورگ به پاپ از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در نامه‌اي كه سيد عباس قائم‌مقامي، رئيس مركز اسلامي هامبورگ به پاپ نوشته و طي آن سخنان وي را كه به صورت نمادين و در قالب درس الهيات در دانشگاه رگنزبورگ آلمان ايراد شده مورد نقد و مداقه قرار گرفته است، به نكاتي اشاره شده است كه متفكران و محققان اروپايي و مسيحي به آن توجه خاص كرده‌اند.

رئيس فدراسيون اسلامي آلمان، در بخش‌هايي از اين نامه خطاب به پاپ آورده است: «همه اديان در طول تاريخ هماره از آفت تفسيرهاي سليقه‌اي و‌ انحرافي مصون نبوده‌اند و نخواهند بود. ولي اشتباه اين است که اين تفسيرها و سوءرفتارها را بدون دليل و ضابطه قابل قبول متدلوژيک به اصل اديان نسبت داد، گذشته کليسا و جنگ‌افروزي و خشونت به نام خدا و مسيح واقعيتي تاريخي است، ولي امروز رويه کليسا به گونه‌اي ديگر مي‌باشد. حال کدام يک را بايد به حساب کتاب مقدس گذاشت؟ آيا آن خشونت، ناشي از آموزه‌هاي کتاب مقدس بوده يا اين صلح و دوستي؟ پس بهتر است که با يکديگر اين تفاهم را داشته باشيم و با توجه به جوهر مشترک اديان که صلح، عدالت و معنويت است، هر تفسيري که ناقض اين جوهر باشد را بيگانه با دين بدانيم.

جهاد، هرگز جنگ مقدس نيست، بلکه دفاع مقدس در برابر ظلم وجنگ افروزي کساني است که ايمان مومنان را تحمل نمي‌کنند و براي اجبار آنان به تغيير و ترک باورهاي خود، جنگ را تقديس مي‌کنند! پيامبر اسلام هرگز يک جنگجو نبود او نه تنها هرگز به انتقام دعوت نکرد، بلکه هماره به گذشت و چشم‌پوشي از خطاي ديگران دعوت نموده و قرآن به صراحت تمام ويژگي بارز مومنان را اين مي‌داند که نه تنها پاسخ بدي را با بدي نمي‌دهند بلکه با تکرار خوبي‌ها، بدي را ريشه‌کن مي‌کنند.

جهاد، يا دفاع مقدس در اسلام يک اصل نيست بلکه يک واکنش براي دفع ظلم و خشونت است که از سر اضطرار، ضرورت پيدا مي‌کند و به همين دليل قرآن به صراحت فرمان مي‌دهد که به محض اين که تجاوزگران و خشونت‌طلبان دست از تجاوز و خشونت برداشتند، ديگر دفاع، موضوعيت خود را از دست مي‌دهد و بايد صلح نمود».

اين نامه كه به زبان مادري پاپ يعني آلماني براي او ارسال شده بود، بازتاب گسترده و واكنش‌هاي قابل توجهي را در ميان متفكران و انديشمندان مسيحي و غيرمسيحي به همراه داشت. حتي در برخي از مدارس پروتستان آلمان، اين نامه به عنوان متن درسي كلاس‌هاي ترم جاري آموزش دين (بخش شناخت اسلام) برگزيده شده است.

بنا بر اين گزارش، از جمله واكنش‌هاي حايز اهميت درباره مطالب اين نامه، نامه يك نويسنده و روزنامه‌نگار كاتوليك به رئيس مركز اسلامي هامبورگ تسن كه ضمن اشاره به نامه‌نگاري در همين زمينه به پاپ، مطالب جالبي را متذكر شده است. «روت آيشنر» در نامه خود به سيد عباس قائم‌مقامي آورده كه: «آن چيزي که مرا بسيار تحت تأثير قرار داد، اعتراف صادقانه شما نسبت به اين‌که «زبان تئولوژيک» براي يک ديالوگ در جهت تفاهم مناسب نيست. به اين منظور بايد زبان ديگري بکار برده شود. زباني که نه از تئوري، بلکه برآمده و نشأت گرفته از تجربه، شناخت و گذشت باشد.

متأسفانه نه پاپ بنديکت شانزدهم و نه ديگر حاملان حرمت مسيحيت، اين مطلب که انسان بايد خدا گونه شود را درست نمي‌دانند و در عين حال نداي بازگشت به ايمان را سر مي‌دهند. آنان تقريبا خداگونه شدن را يک گناه به شمار مي‌آورند ولي واقعيت اين است که بر خلاف گفته رهبران مسيحيت، عيسي نيز سخن اسلام در مورد خدا گونه شدن را تأييد مي‌کند‌. حضرت عيسي در «مناجات کوه» (Berg Predigt) به طور واضح انسان‌ها را دعوت کرده است که «شما بايد کامل باشيد همانطور که پدر آسماني کامل است».

وي در پايان نامه خود نوشته است: همه اين مسائل مرا بسيار غمگين مي‌سازد‌، چرا که از يک سو به عنوان يک مسيحي کاتوليک مي‌خواهم که به «نماينده مسيح روي زمين» احترام بگذارم و در خدمت او باشم و از طرفي نيز مي‌خواهم همانگونه که در آن خطبه معروف مسيح در مناجات کوه آمده خدا گونه و کامل شوم و عيسي را بندگي کنم. من يک نامه سرگشاده همانگونه که ملاحظه مي‌کنيد به اشخاص مختلف فرستادم و همچنين يک نامه نيز که همين انتقادات را در آن مطرح کرده‌ام براي پا‌پ بنديکت مقدس شانزدهم ايميل کردم و آن نامه را نيز به ضميمه براي شما مي‌فرستم».

+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/15 و ساعت 2:31 |

« إذا وقع الذباب في شراب أحدكم فليغمسه ثم لينتزعه فإن في إحدى جناحية داء وفي الأخرى شفاء: چنانچه پشه در نوشيدنی کسی از شما بيفتد (يا بنشيند)، آنرا در آن نوشيدنی فرو ببرد و کمی پس از آن آنرا در بياورد. در يکی از بالهای آن بيماری و در ديگری بهبودی نهفته است». (اين حديث از جمله در کتاب "بخاری" آمده است. و در حديث ديگری "افتادن پشه در غذا و ماليدن آن به غذا" نيز آمده است).

اين حديث می گويد که در يکی از بالهای پشه بيماری و در ديگری بهبودی نهفته است. و اين درست است. يکی از بالهای پشه باکتريها را به کنار خود می برد و هنگامی که پشه در آب يا غذا می افتد آن باکتری يا باکتريها در نوشيدنی يا خوردنی رها می شود. و در نزديکی بال ديگر آن ماده ضد آن باکتری دارد. با زدن آن پشه به درون نوشيدنی و يا ماليدن آن به محل افتادن آن در غذا، آن ماده ضد باکتری، باکتريها را می کشد.

+ نوشته شده توسط مهدی در 85/09/06 و ساعت 2:23 |